اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1872

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

ص 252 ، س 1 : رحمن فى . . . بخشاينده است در ازل و بخشايشگر است در ابد . رحمان است در ازل به نگهدارى خوشبختى و رحيم است در ابد به رهاندن از آتش و در آوردن به بهشت ! ص 252 ، سطر 4 : كَما بَدَأَكُمْ . . . چنان‌كه شما را آغاز كرد ( آفريد ) ، به نزد او باز خواهيد گشت . ص 252 ، س 5 : ان كان فى . . . اگر در ازل سعادت و عنايت باشد ، در ابد فضل و رحمت خواهد بود و اگر در ازل شقاوت و اهانت باشد ، در ابد دورى و لعنت خواهد بود . ص 253 ، س 1 : وَ أَلْزَمَهُمْ . . . كلمهء تقوى را لازم ايشان گردانيد . ص 253 ، س 11 : وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ . . . ميان ايشان به حق داورى كرد و گفته شد سپاس مر خداى را پروردگار جهانيان . ص 254 ، س 29 : انما قولنا الشىء . . . سخن ما مر چيزى را اين است كه گوييم باش پس باشد . ص 255 ، س 1 : وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ . . . كار رستاخيز جز مانند چشم برهم زدن يا نزديك‌تر نيست . ص 255 ، س 11 : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا . . . همانا آسمان‌ها و زمين و ميان آنها را در شش روز آفريديم و ما را رنجى نرسيد . . . آيا از آفرينش نخستين رنجور شديم ؟ نه كه ايشان از آفرينش تازه در گمانند . ص 257 ، س 16 : وَ ما مِنْ دَابَّةٍ . . . هيچ جنبنده‌اى نيست مگر كه روزى آن بر خدا است . ص 258 ، س 14 : وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ . . . عزت ويژهء خداوند و پيامبر وى و مؤمنان است . . . همانا خدا قوى و عزيز و كينه كشنده است .